زين العابدين شيروانى
403
بستان السياحه ( فارسي )
به درياى شام و ارض مصر و از مشرق بوادى عرب و بحيرهء لوط و نهر شريعه و از جنوب به درياى قلزم و به درياى حجر و از شمال بجند اردن و دمشق و قديم الايّام مسكن انبياء عظام و اوصياء كرام و مركز اولياء دين و صلحاء اهل يقين و قبلهء مردم پيشين در اين سرزمين است كويند حشر و نشر در زمين فلسطين خواهد بود و جميع خلايق از اوّلين الى آخرين را در آنجا حاضر خواهند نمود و مشاهد انبياء مرسلين و اوصياء كزين در آن سرزمين فراوانست و آيهء كريمهء بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ الى آخر آيه در وصف و مدح آن مكانست و محلّ نزول بركت و خير و مكان صدق و صفاست و آنچه از اوصاف آن ديار نوشته شود بجاست در عمارات آن ديار اختلاف بسيار است بعضى كويند باعث آبادى آن كشور كيومرث بوده و برخى كويند نبى كنعان بن نوح ( ع ) آنجا را عمارت نموده امّا در تاريخ شام جمعى از مورّخان معرفت انجام سبب آبادى آن مقام را برين نمط نوشتهاند كه چون حضرت نوح ( ع ) از طوفان نجات يافته ربع مسكون را بر فرزندان خويش قسمت نموده حضرت سام ( ع ) كه پيغمبر مرسل و از ساير اولاد نوح ( ع ) اكمل بود و به كثرت خردمندى و كمال ارجمندى و وفور كياست و فراست امتياز داشت لهذا او را وصى و خليفه خود كردانيده زمام مهام مواضع شام و جزيرهء عرب و عجم و روم را به كف كفايت آن جناب كذاشت سام بفرمودهء والد عاليمقام خود لواى عزيمت بدان صوب برافراشت و حضرت بخشنده بىمنت سام ( ع ) را نه فرزند رشيد عطا فرمود اوّل ارفحشد كه او ابو الانبياء و پدر اوصياء و اولياء است دويّم اسود و بقولى اهل روم و شام از اولاد اويند و به اعتقاد صاحب تاريخ بناكتى شهر نينوى و ارجد و مداين از بناهاى اسود است سيّم كيومرث وى ابو الملوك و پدر سلاطين عجم و خواقين حشمت توام است چهارم عيلم كه تعمير آبادى خوزستان از اوست پنجم لاود كويند فراعنهء مصر از نسل اويند ششم پورخ از آن بجز نامى در كتب تواريخ ديده نشده هفتم پورد بعضى از بلاد مغرب منسوب به اوست هشتم آشور كويند او را پسرى بود باسل نام و او را فرزندى بوجود آمد و موسوم بجيل شد و او را كيل نيز كفتندى ملك كيلان منسوبست بوى نهم ارم و حقتعالى او را شش پسر عطا فرمود بدين ترتيب اران و اردن و ايليا و فلسطين و دمشق و حمّص و بروايتى مغان و آذربايجان از اولاد اويند و هريك از ايشان كشورى آباد نموده بنام خويش موسوم نمودند و فلسطين در حين كردش عالم بدان سرزمين رسيده و پسند خاطرش كرديده محلّ اقامت ساخت و ديار خوب و آثار مرغوب در آنجا طرح انداخت حكومت آن ديار در بيشتر روزكار بر زمرهء انبياء كبار و اوصياء عالىمقدار و بر چهار سبط اسرائيل بزركوار متعلّق بوده و بعضى از ملوك مصر و شام و روم نيز در آنجا حكومت و بزركى نمودهاند راقم كويد كه در آن ديار بسيار بوده و با مردم آنجا معاشرت و مخالطت نموده و بصحبت اكابر هر فرقه آنجا رسيده و اعاظم هر ملّت آن ديار مشاهده كرديده است اكنون ساكنان آن ديار چند فرقهاند اوّل اهل اسلامند و كثر و مقتدر ايشان شافعى مذهب و همكى قوم عربند دويّم طايفهء عيسوى ملّت ايشان نيز در كمال كثرتند سيّم جماعت يهود اين قوم از آن دو جماعت كمترند و زمرهء شيعهء اماميّه از هر سه فرقه فزونترند و طوايف ديكر نيز هست عموما مهماندوست و غريبنواز و در آن شيوه ممتازند و بلدهء امين و ايليا و رمله و جيرون و غزّه و بيت اللّحم و عسقلان و يافا از بلاد آنجاست و اكثر ميوههاى كرمسيرى و سردسيرى و حبوباتش لا تعدّ و لا تحصى است ذكر فلامنك كويند از بلاد فرنك است راقم نديده امّا مكرّر شنيد كه ديار خوب و ملكى مرغوبست ببعضى بلاد فرنك نسبت ندارد ذكر فورك قريهايست قصبه مانند از توابع لار و از مضافات فارس هوايش كرم و آبش وسط مردمش ناهموار و حاكمش جليل المقدار در ضمن لار احوال آن امير معرفت دثار مذكور خواهد آمد قصبه مذكور در زمين هموار واقع و اطرافش فىالجمله واسع مردمش شيعىمذهب و جبلى مشربند قديم الايّام در مذهب اهل سنّت و جماعت بودهاند و ارباب كمال از آنجا ظهور نمودهاند راقم آنجا را مشاهده نموده است